تبليغاتX
مرجع فیزیک

مرجع فیزیک

علم فیزیک وکاربرد آن در زندگی

مقالات فیزیک

 
 
اپتيك
 
مكانيك
 
فيزيك جديد
 
فيزيك جديد
 
اپتيك
 
فلسفه و متافيزيك
 
الكترومغناطيس
 
متفرقه
 
فيزيك جديد
 
دانشمندان
 
متفرقه
 
متفرقه
 
الكترومغناطيس
 
الكترونيك
 
الكترونيك
 
دانشمندان

منبع:سایت هوپا

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 21:17  توسط مهرداد ملک محمدی  | 

روز انیشتن

روزى كه اينشتين رمق فكر كردن نداشت

اينشتين در نوجوانى علاقه چندانى به تحصيل نداشت. پدرش از خواندن گزارش هايى كه آموزگاران درباره پسرش مى فرستادند، رنج مى برد. گزارش ها حاكى از آن بودند كه آلبرت شاگردى كندذهن، غيرمعاشرتى و گوشه گير است. در مدرسه او را «باباى كندذهنى» لقب داده بودند. او در 15 سالگى ترك تحصيل كرد، در حالى كه بعدها به خاطر تحقيقاتش جايزه نوبل گرفت!

شايد شما نيز اين جملات را خوانده يا شنيده باشيد و شايد اين پرسش نيز ذهن شما را به خود مشغول كرده باشد كه چگونه ممكن است شاگردى كه از تحصيل و مدرسه فرارى بوده است، برنده جايزه نوبل و به عقيده برخى از دانشمندان، بزرگ ترين دانشمندى شود كه تاكنون چشم به جهان گشوده است؟

با مطالعه دقيق تر زندگى اين شاگرد ديروز، پاسخ مناسبى براى اين پرسش پيدا خواهيم كرد. آلبرت بچه آرامى بود و والدينش فكر مى كردند كه كندذهن است. او خيلى دير زبان باز كرد، اما وقتى به حرف آمد، مثل بچه هاى ديگر «من من» نمى كرد و كلمه ها را در ذهنش مى ساخت. وقتى به سن چهار سالگى پاگذاشت، با بيلچه سر خواهر كوچكش را شكست و با اين كار ثابت كرد كه اگر بخواهد، مى تواند بچه ناآرامى باشد!

پدر و مادر آلبرت به بچه هاى كوچك خود استقلال مى دادند. آنان آلبرت چهارساله را تشويق مى كردند كه راهش را در خيابان هاى حومه مونيخ پيدا كند. در پنج سالگى او را به مدرسه كاتوليك ها فرستادند. آن مدرسه با شيوه اى قديمى اداره مى شد. آموزش از طريق تكرار بود. همه چيز با نظمى خشك تحميل مى شد و هيچ اشتباهى بى تنبيه نمى ماند و آلبرت از هر چيزى كه حالت زور و اجبار و جنبه اطاعت مطلق داشته باشد، متنفر بود. اغلب كسانى كه درباره تنفر اينشتين از مدرسه، معلم و تحصيل نوشته اند، به نوع مدرسه، شيوه تدريس معلم و مطالبى كه اين دانش آموز بايد فرا مى گرفت، كمتر اشاره كرده اند. بازخوانى يك واقعه مهم در زندگى اينشتين ما را با مدرسه محل تحصيل او آشناتر مى كند: روزى آلبرت مريض بود و در خانه استراحت مى كرد. پدرش به او قطب نماى كوچكى داد تا سرگرم باشد. اينشتين شيفته قطب نما شد. او قطب نما را به هر طرف كه مى چرخاند، عقربه جهت شمال را نشان مى داد. آلبرت كوچولو به جاى اين كه مثل ساير بچه ها آن را بشكند و يا خراب كند، ساعت ها و روزها و هفته ها و ماه ها به نيروى اسرارآميزى فكر مى كرد كه باعث حركت عقربه قطب نما مى شود. عموى آلبرت به او گفت كه در فضا نيروى ناديدنى (مغناطيس) وجود دارد كه عقربه را جابه جا مى كند. اين كشف تاثير عميق و ماندگارى بر او گذاشت. در آن زمان، اين پرسش براى آلبرت مطرح شد كه چرا در مدرسه، چيز جالب و هيجان انگيزى مثل قطب نما به دانش آموزان نشان نمى دهند؟! از آن به بعد، تصميم گرفت خودش چيزها را بررسى كند و به مطالعه آزاد مشغول شود. اينشتين ده ساله بود كه در دبيرستان «لويت پولت» ثبت نام كرد. در آن موقع، علاقه بسيارى به رياضى پيدا كرده بود. اين علاقه را عمويش اكوب و يك دانشجوى جوان پزشكى به نام ماكس تالمود در وى ايجاد كرده بودند. تالمود هر پنجشنبه به خانه آنان مى آمد و درباره آخرين موضوعات علمى با آلبرت حرف مى زد. عمويش نيز او را با جبر آشنا كرده بود. اينشتين در دوازده سالگى از تالمود كتابى درباره هندسه هديه گرفت. او بعدها آن كتاب را مهم ترين عامل دانشمند شدن خود عنوان كرد. با اين كه آلبرت در خانه چنين علاقه اى به رياضيات و فيزيك نشان مى داد، در دبيرستان چندان درخششى نداشت. او در نظام خشك و كسل كننده دبيرستان، علاقه اش را به علوم از دست مى داد و نمراتش كمتر و كمتر مى شدند. بيشتر معلمانش معتقد بودند كه او وقتش را تلف مى كند و چيزى ياد نمى گيرد. هرچند اينشتين به قصد اين درس مى خواند كه معلم شود نه فيزيكدان، اما از معلمان خود دل خوشى نداشت و از زورگويى آنان و حفظ كردن درس هاى دبيرستان، دل پرخونى داشت. از اين رو، خود را به مريضى زد و با اين حيله، مدتى از دبيرستان فرار كرد! چون معلم ها نيز از او دل خوشى نداشتند، شرايط را براى اخراج او از مدرسه فراهم كردند. اينشتين بعدها در اين باره گفت: «فشارى كه براى از بر كردن مطالب امتحانى بر من وارد مى آمد، چنان بود كه بعد از گذراندن هر امتحان تا يك سال تمام، رمق فكر كردن به ساده ترين مسئله علمى را نداشتم!» اينشتين بعدها مجبور شد در دبيرستان ديگرى ديپلم خود را بگيرد و سرانجام با هزار بدبختى گواهينامه معلمى را دريافت كند. بعد از آن، مدتى معلم فيزيك در يك مدرسه فنى شد، اما چون روش هاى خشك تدريس را نمى پسنديد، پيشنهادهايى در مورد تدريس به رئيس مدرسه داد كه پذيرفته نشدند و به اين ترتيب بهانه اخراج خود را فراهم كرد.اينشتين پس از اين واقعه، زندگى دانشجويى را برگزيد و پس از فارغ التحصيلى، در اداره ثبت اختراعات به كار مشغول شد. او از كار كردن در اين اداره راضى بود. عيب دستگاه هاى تازه اختراع شده را پيدا مى كرد و در ساعت ادارى، وقت كافى داشت تا به فيزيك فكر كند. در همين اداره بود كه مقاله هاى متعددى نوشت و در مجلات معتبر منتشر كرد. جالب اين كه دانشمند بزرگ كه با فرضيات خود انقلابى در جهان دانش به پا كرد، در شرايطى كار مى كرد كه براى هر دانشمند ديگرى غيرممكن بود! او نه با فيزيكدان حرفه اى تماس داشت و نه به كتاب ها و مجلات علمى مورد نياز دسترسى داشت. در فيزيك فقط به خود متكى بود و كس ديگرى را نداشت كه به او تكيه كند! اكتشافات او چنان خلاف عرف بودند كه به نظر فيزيكدانان حرفه اى، با شغلى كه او به عنوان يك كارمند جزء در دفتر ثبت اختراعات داشت، سازگار نبودند.

برگرفته از كتاب اينشتين در 90 دقيقه - جان و مرى گريبين /ترجمه پريسا همايون روز .
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 20:53  توسط مهرداد ملک محمدی  | 

ساخت لوگو

با عرض سلام

بزرودی بخش جدیدی به نام لوگوهای فیزیک در این وبلاگ راه اندازی میشود. 

هدف این قسمت معرفی آزمایشهای انجام شده در فیزیک و ارائه نتایج مربوطه میباشد. شروع کار با گزارش هایی است که از یکی از دوستان به دست من رسیده.

که یک عکس از اون رو این پایین گذاشتم.

هم اکنون قسمت مکانیکآن در حال تکمیل میباشند و بزودی قسمت های دیگری همچون  فیزیک پایه نیز اضافه خواهند شد.

از علاقمندان به همکاری دعوت میشود با آدرس ایمیل من تماس حاصل فرمایند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 20:38  توسط مهرداد ملک محمدی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 20:30  توسط مهرداد ملک محمدی  | 

آزمایش ملیکان

آزمایش قطره روغن ملیکان

  

تئوری آزمایش

در فضای پیرامون ما تعداد زیادی الکترون وجود دارد و اگر ذره‌ای با بار الکتریکی مثبت را در این فضا قرار دهیم، می‌تواند الکترون را به خود جذب کند. این کار اساس آزمایش قطره روغن ملیکان است. یعنی اگر قطرات روغن در حین سقوط در هوا یونیزه شوند و به این ترتیب باردار گردند، می‌توانند چند الکترون از محیط را جذب کنند. بنابراین می‌توان با اندازه گیری این بارها به بار الکترون پی برد. این آزمایش را رابرت ملیکان برای اندازه گیری بار یک الکترون منفرد طراحی کرد.

زمانی که یک قطره روغن بدون بار در هوا سقوط می‌کند، سه نیروی وزن ، ارشمیدس ، چسبندگی (با ویسکوزیته) بر آن وارد می‌شود. دو نیروی وزن و ارشمیدس مقدار ثابتی دارند و مستقل از سرعت قطره می‌باشند، اما نیروی چسبندگی ثابت نبوده و مقدار آن بستگی به سرعت دارد. بنابراین در هنگام سقوط قطره مقدار نیروی چسبندگی افزایش یافته و بالاخره زمانی می‌رسد که برآیند نیروهای وارد بر قطره صفر شود. در این حالت حرکت قطره یکنواخت بوده و سرعت آن مقدار نهایی و ثابت خواهد شد. در این حالت می‌توان شعاع قطره روغن را از شرط صفر شدن برآیند نیروهای وارد بر قطره بدست آورد.

حال اگر قطره روغن در حین سقوط مقداری بار الکتریکی به خود بگیرد و آن را میان دو صفحه موازی با فاصله معین که به اختلاف پتانسیل معین V وصل شده است، قرار دهیم، چون قطره روغن باردار شده است، لذا در میدان الکتریکی موجود میان صفحات بر آن نیرویی اعمال می‌شود. اختلاف پتانسیل و فاصله صفحات مقادیر معلومی هستند که خودمان تنظیم می‌کنیم. می‌توانیم به کمک این نیروی الکتریکی قطره را به حالت سکون درآوریم و چون شعاع قطره را از قبل می‌دانیم، لذا مقدار بار الکتریکی از صفر شدن برآیند کل نیروها در این حالت محاسبه می‌شود.



img/daneshnameh_up/a/a8/milikan_az.JPG

وسایل آزمایش

اطاقک ملیکان

محفظه کوچکی به عمق چند میلیمتر با کف و سقف فلزی که به الکترودهایی برای اعمال ولتاژ متصل شده است، اطاقک ملکیان نامیده می‌شود. این اطاقک حاوی یک لوله روشنایی ورودی از دیوار اطاقک و سوراخی در سقف آن برای پاشیدن قطرات می‌باشد.

میکروسکوپ برای مشاهده قطره‌ها

در یک سر لوله میکروسکوپ ، عدسی شیئی نصب شده است که از سوراخی واقع در یکی از دیواره‌های اطاقک به مشاهده قطرات روغن می‌پردازد. در سر دیگر لوله ، عدسی چشمی قرار دارد و طول لوله قابل تنظیم است تا تصویر قطره‌ها در چشم به حالت وضوح در آید. البته حرکت قطره توسط میکروسکوپ به صورت معکوس دیده می‌شود. در قسمت عدسی شئی یک چهارخانه نیز وجود دارد.

سیستم روشنایی

این سیستم از یک لامپ ذره‌بینی کوچک تشکیل شده است که در یک انتهای لوله روشنایی قرار دارد و نور آن پس از طی مسافت داخل لوله ، به اطاق وارد می‌شود. این سیستم فقط قادر است، اجسام واقع در امتداد لوله را روشن سازد و بعد از بازتاب نور از آن جسم ، بقیه اتاق نیز به حالت نیمه روشن در می‌آید.

قطره‌پاش

قطره‌پاش از نوع عطرپاش بوده و قطرات روغن را با فشار تلمبه لاستیکی به صورت پودر به درون اتاقک می‌پاشد. در این حالت اگر روشنایی اتاقک کافی باشد، قطرات ریز ستاره مانند را در حال حرکت به طرف بالا ، می‌توان مشاهده کرد.

منبع رادیواکتیو

این منبع برای یونیزه کردن هوا بکار می‌رود.

دستگاههای الکتریکی

این قسمت شامل منبع ولتاژ جریان مستقیم با سیستم کنترل ولتاژ متشکل از پتانسیومتر برای تغییر ولتاژ و کلید برای اعمال ولتاژ در جهت دلخواه و قطع و وصل آن می‌باشد.

شرح آزمایش

چراغ را روشن می‌کنیم. مدار الکتریکی را آماده کرده، منبع ولتاژ را روشن می‌کنیم و دکمه آن را تا حدود 200 ولت می‌چرخانیم. در حالی که پشت دوربین می‌نشینیم، دکمه کنترل را روی علامت + یا – (قطع و وصل) به اختیار قرار می‌دهیم و در حالی که دستمان روی تغییر ولتاژ کلید کنترل قرار دارد، می‌توانیم پاشیدن قطرات را شروع کنیم و بلافاصله چشمه رادیو اکتیو را روی آن در مدت چند ثانیه قرار می‌دهیم، تا محیط یونیده شود.

بلافاصله بعد از روئیت قطره‌ها ، شروع به تغییر دادن ولتاژ می‌کنیم، تا یک قطره انتخابی در پایین چهارخانه به حالت سکون درآید. (برای کنترل اینکه قطرات باردار شده یا نشده‌اند، کافیست که دقت کنیم بعضی از قطرات را که در حین حرکت لحظه‌ی متوقف شده و سپس جهت حرکت خود را تغییر می‌دهند، ببینیم.). حال فورا کلید را برگردانده و همزمان با آن کرونومتر را بکار می‌اندازیم. در حالی که با چشم آن قطره را دنبال می‌کنیم، صبر می‌کنیم تا چهارخانه را طی کند. به مجرد رسیدن قطره به انتهای خانه چهارم کرونومتر را متوقف و چشم را از دوربین جدا می‌کنیم.

نتایج

ملیکان و همکاران او بار هزاران قطره را اندازه گرفته و دریافتند که با در نظر گرفتن خطای اندازه گیری ، بار هر قطره مضرب صحیحی از بار پایه e (بار الکترون) است، یعنی بار هر قطره e ، 2e ، e و … بوده و هیچگاه 0.76 e یا 2،49 e نیست. این امر به دلیل این است که بار الکتریکی آن چنان چیزی نیست که بتوان آن را بطور نامحدودی تقسیم کرد، بلکه به صورت مضرب صحیحی از یکای طبیعی e است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 20:2  توسط مهرداد ملک محمدی  | 

آهنروبا

مغناطیس

  




مغناطیس (Magnetic)

تاریخچه

علم مغناطیس از این مشاهده که برخی سنگها (ماگنتیت) تکه‌های آهن را جذب می کردند سرچشمه گرفت. واژه مغناطیس از ماگنزیا یا واقع در آسیای صغیر ، یعنی محلی که این سنگها در آن پیدا شد، گرفته شده است. زمین به عنوان آهنربای دائمی بزرگ است که اثر جهت دهنده آن بر روی عقربه قطبهای آهنربا ، از زمانهای قدیم شناخته شده است. در سال 1820 اورستد کشف کرد که جریان الکتریکی در سیم نیز می‌تواند اثرهای مغناطیسی تولید کند، یعنی می‌تواند سمت گیری عقربه قطب نما را تغییر دهد.

در سال 1878 رولاند (H.A.Rowland) در دانشگاه جان هاپکینز متوجه شد که یک جسم باردار در حال حرکت (که آزمایش او ، یک قرص باردار در حال دوران سریع) نیز منشاأ اثرهای مغناطیسی است. در واقع معلوم نیست که بار متحرک هم ارز جریان الکتریکی در سیم باشد. جهت مطالعه زندگینامه علمی رولاند فیزیکدان برجسته آمریکایی به کتاب زیر مراجعه شود:

Phusics by John D.Miller,Physics

Today , July 1976Rowland،s البته دو علم الکتریسیته و مغناطیس تا سال 1820 به موازات هم تکامل می یافت اما کشف بنیادی اورستد و سایر دانشمندان سبب شد که الکترومغناطیس به عنوان یک علم واحد مطرح شود. برای تشدید اثر مغناطیسی جریان الکتریکی در سیم می‌توان را به شکل پیچه‌ای با دورهای زیاد در آورد و در آن یک هسته آهنی قرار داد. این کار را می‌توان با یک آهنربای الکتریکی بزرگ ، از نوعی که معمولا در پژوهشگاههای برای کارهای پژوهشی مربوط به مغناطیس بکار می‌رود، انجام داد.



img/daneshnameh_up/a/a6/hot_magneticr.gif




تولد میدان مغناطیسی

دومین میدانی که در مبحث الکترومغناطیس ظاهر می شود، میدان مغناطیسی است. این میدانها و به عبارت دقیقتر آثار این میدانها از زمانهای بسیار قدیم ، یعنی از همان وقتی که آثار مغناطیسهای طبیعی سنگ آهنربا (Fe3O4 یا اکسید آهن III) برای اولین بار مشاهده شد، شناخته شده‌اند. خواص شمال و جنوب یابی این ماده تاثیر مهمی بر دریانوردی و اکتشاف گذاشت با وجود این، جز در این مورد مغناطیس پدیده ای بود که کم مورد استفاده قرار می گرفت و کمتر نیز شناخته شده بود، تا اینکه در اوایل قرن نوزدهم اورستد دریافت که جریان الکتریکی میدان مغناطیسی تولید می‌کند.

این کار تواأم با کارهای بعدی گاؤس ، هنری . فاراده و دیگران نشان دادند که این شراکت واقعی بین میدانهای الکتریکی و مغناطیسی وجود دارد و این دو توأم تحت عنوان میدان الکترومغناطیسی حضور دارند. به عبارتی این میدانها به طرز جدایی ناپذیری در هم آمیخته شده‌اند.

حوزه عمل و گسترش میدان مغناطیسی

تلاش مردان عمل به توسعه ماشینهای الکتریکی ، وسایل مخابراتی و رایانه‌ها منجر شد. این وسایل که پدیده مغناطیسی در آنها دخیل است نقش بسیار مهمی در زندگی روزمره ایفا می‌کنند. با گسترش و سریع علوم از اعتبار این علوم اولیه کاسته نمی‌شود و همیشه سازگاری خود را با کشفیات جدید حفظ می‌کند.

مغناطیسهای طبیعی و مصنوعی

  • بعضی از سنگهای آهن یاد شده در طبیعت خاصیت جذب اشیای آهنی کوچک ، مانند براده‌ها یا میخهای مجاور خود را دارند. اگر تکه‌ای از چنین سنگی را از ریسمانی بیاویزیم ، خودش را طوری قرار می‌دهد که راستایش از شمال به جنوب باشد، تکه‌های چنین سنگهایی به آهنربا یا مغناطیس معروف است.

  • یک تکه آهن یا فولاد با قرار گرفتن رد مجاورت آهنربا ، آهنربا یا مغناطیده می‌شود، یعنی توانایی جذب اشیای آهنی را کسب می‌کند. خواص مغناطیسی این تکه آهن یا فولاد هر چه به آهنربا نزدیکتر باشد، قویتر است. وقتی که تکه‌ای از آهن و آهنربا با یکدیگر تماس پیدا کنند ، مغناطش یا آهنربا شدگی به مقدار ماکزیمم (میخ آهنی که به آهنربا نزدیک شود خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند و براده‌های آهنربا را جذب می‌کند) می‌باشد.



  • هنگامی که آهنربا دور شود، تکه آهن یا فولاد که توسط آهنربا شده‌اند بخش زیادی از خواص مغناطیسی بدست آورده را از دست می‌دهند، ولی باز هم تا حدی آهنربا می‌مانند. از اینرو به آهنربای مصنوعی تبدیل می‌شوند و همان خواص آهنربای طبیعی را دارد. این پدیده را می‌توان با آزمایش ساده‌ای به اثبات رسانید. خاصیت آهنربایی که به هنگام تماس تکه آهن با آ‌هنربا پیدا می‌شود بر خلاف مغناطش بازمانده که با دور شدن آهن ربا باقی می‌ماند، مغناطش موقت نامیده می‌شود. آزمایشهایی از این نوع نشان می‌دهد که مغناطش بازمانده خیلی ضعیفتر از مغناطش موقت است، مثلا در آهن نرم فقط کسر کوچکی از آن است.

  • هم مغناطش موقت و هم مغناطش بازمانده برای درجات مختلف آهن و فولاد متفاوت است. مغناطش موقت آهن نرم و آهن تابکاری شده از آهن نرم و فولاد تابکاری نشده به مقدار زیادی قویتر است. بر عکس مانده مغناطش فولاد ، به ویژه درجاتی از آن که شامل مثلا آمیزه کبالت است، خیلی قویتر از مغناطش باز مانده در آهن نرم است. در نتیجه ، اگر دو میله یکسان ، یکی ساخته شده از آهن نرم و دیگری از فولاد را اختیار کنیم و آنها را در مجاورت آهنربای یکسانی قرار دهیم ، میله آهن نرم قویتر از فولاد آهنربا می‌شود.

    ولی اگر آهنربا را دور کنیم، میله آهن نرم تقریبا بطور کلی مغناطیده می‌شود، در حالیکه میله فولاد مقدار قابل توجهی از خاصیت آهنربایی اولیه خود را حفظ می کند. در نتیجه ، آهنربای دائمی از میله فولادی از میله آهنی خیلی قویتر است. به این دلیل آهنرباهای دائمی را از درجات خاصی از فولاد درست می‌کنند نه از آهن.

  • آهنرباهای مصنوعی که بطور ساده با قرار دادن تکه‌ای فولاد در نزدیکی یک آهنربا یا با تماس با آن بدست آمده نسبتا ضعیف هستند. آهنرباهای قویتر را با مالیدن تیغه فولادی با آهنربا در یک جهت بدست می‌آورند. البته در این حالت نیز آهنرباهایی که بدست می‌آید که از آهنربایی که مغناطش به توسط آن انجام شده است، ضعیفتر است. هر نوع ضربه یا تکانی در طول مغناطش عمل را آسانتر می‌کند. برعکس تماس دادن آهنربای دائمی با تغییر ناگهانی و زیاد دمای آن ممکن است باعث وامغناطش آن شود.

  • وامغناطش بازمانده نه تنها به ماده بلکه به شکل جسمی که آهنربا می‌شود نیز بستگی دارد. میله‌های نسبتا کوتاه و کلفت از آهن نرم بعد از دور شدن آهنربا تقریبا به کلی خاصیت آهنربایی را از دست می‌دهند. با وجود این ، اگر همین آهن را برای ساختن سیمی به طول 300 تا 500 برابر قطر آن بکار بریم، این سیم (ناپیچیده) خاصیت مغناطیسی خود را به مقدار زیادی حفظ خواهد کرد.



img/daneshnameh_up/e/e3/magnetism1.gif




 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 19:43  توسط مهرداد ملک محمدی  | 

جرم دقیق کوارک

جرم دقیق کوارک

 

مقدمه

کشف ذرات زیر اتمی جدید باعث سر در گمی دانشمندان شده است. این ذرات عجیب و ناشناخته تئوری پردازان را واداشته است تا در نظریات خود در مورد نیروهای قوی که ذرات زیر اتمی را در اتمها کنار یکدیگر نگه می‌دارد، تجدیدنظر کنند. احتمالاً این ذره جدید که DS2317 نام گرفته ، صورت غیر متداولی از کورکها است. کوارکها ذرات بسیار ریزی هستند که در دسته‌های سه تایی وجود دارند و اجزای سازنده پروتونها و نوترونها هستند. شاید این ذره جدید ناشناخته کوارکی باشد که حول کوارک دیگر در حال چرخش است، شاید هم مولکول جدیدی است که از چهار کوارک ساخته شده است.



img/daneshnameh_up/8/82/superstring-quarks.jpg




مارچللو گئورگی از دانشگاه پیزای ایتالیا و اعضای گروهش پس از صرف وقت سه ساله و جمع آوری اطلاعات از آشکارساز بابار (BaBar) مرکز شتاب دهنده خطی استنفورد (Slac) در کالیفرنیا با DS 2317 مواجه شدند. وقتی که Slac الکترون را با پوزیتون که ضد ماده الکترون محسوب می‌شود، برخورد می‌دهد، آشکارساز باربار تعداد زیادی از ذراتی که در نتیجه این برخورد بوجود می‌آیند را شناسایی می‌کند. گئورگی می‌گوید: «ما از نتایج این آزمایشات بسیار شگفت زده شدیم، اما چیزی که بیش از همه باعث اعجاب ما شد، جرم این ذرات است. جرم این ذرات از مقدار پیش بینی شده کمتر و در عین حال بسیار دقیق و مشخص بود.

جرم بسیاری از این ذرات پرانرژی دقیقاً مشخص نیست و با کمی عدم قطعیت همراه است. اما وزن DS 2317 دقیقاً مشخص است و مقدار آن برابر 2316 مگاالکترون ولت است. الکترون ولت واحدی است که فیزیکدانان برای اندازه گیری مقدار جرم و انرژی ذرات بکار می‌برند. استیا ایچتن (Estia Eichten) نظریه پرداز فیزیک نظری از آزمایشگاه شتاب دهنده ملی فرمی در باتاویای ایلینویز می‌گوید، شاید این جرم دقیق به محققین کمک کند تا ماهیت دقیق نیرویی که اتمها را در کنار یکدیگر نگه می‌دارد، درک کنند. از آنجایی که در مقیاسهای کوچک جرم و انرژی معادل یکدیگرند، دانستن جرم یک کوارک جدید می‌تواند ما را به شناخت نیروهای قوی که در داخل ذرات حاکم است، راهنمایی کند.

طی تحقیقاتی که بعدها صورت گرفت، تصور می‌شد که DS 2317 از کوارکهای سنگین و ناشناخته‌ای تشکیل شده است. دیوید سینابر و یکی از متخصصین فیزیک انرژی بالا در دانشگاه کورنل در ایتاکای نیویورک می‌گوید: «قسمت عمده‌ای از اطلاعاتمان در مورد نیروهای قوی از بررسی کوارکهای سبکتر حاصل شده است. اما امکان دارد با بررسی کوارک سنگینتر اطلاعات جدیدی کسب کنیم.»



img/daneshnameh_up/5/51/quark-spin-png.jpg

انواع کوارک

کوارکها در شش گروه مختلف جای می‌گیرند: بالا ، پایین ، جذاب ، عجیب ، زیر و رو. دسته‌های سه تایی از کوارکهای بالا و پایین که جزء سبکترین و معمولی‌ترین کوارکها محسوب می‌شوند، پروتونها و نوترونهای مواد عادی را که اطراف ما را فرا گرفته است تشکیل می‌دهد. اما ممکن است DS 2317 از دو کوارک تشکیل شده باشد و ذره کمیابی به نام مزون را بوجود آورده باشد. ایچتن می‌گوید این مزون ممکن است تا حدودی شبیه یک اتم باشد. اتمی که در آن یک کوآرک سبک «ضد ـ عجیب» (anti-Strange) حول یک کوآرک سنگینتر «جذاب» (Charm) در حال چرخش است.

اما سایر محققین در تفسیر پدیده‌های مشاهده شده ، نظریات پیچیده‌تری را ابراز می‌کنند. جاناتان رزنر فیزیکدان نظری دانشگاه شیکاگو می‌گوید احتمال دارد که ذره جدید حاوی جفتهایی از کوارکهای مزدوج باشد. وجود مولکولهایی حاوی چنین ذرات زیر اتمی مدتها قبل پیش بینی شده بود. سینابرو می‌گوید: «ما تاکنون هیچ شاهدی مبنی بر وجود اینگونه ذرات نداشتیم. اما اگر این شیء وجود داشته باشد، واقعاً جای تعجب است.» محققین Slac در مرکز سنکروتون انرژی بالای دانشگاه کورنل و سازمان تحقیقات شتاب دهنده انرژی بالا در ژاپن ضمن کنکاش در اطلاعات قدیمی ، در صددند نظریات خود را در مورد ذراتی شبیه DS 2317 بیازمایند.

شیمی مدیون پروتون

نوترونها و پروتونها از ذراتی ساخته شده‌اند که کوارکهای بالا و پایین نامیده می‌شوند. هر پروتون شامل دو کوارک بالا و یک کوارک پایین است، در حالی که هر نوترون دارای دو کوارک پایین و یک کوارک بالا است. کوارکهای پایین کمی سنگینتر از کوارکهای بالا هستند و به همین دلیل وزن نوترونها از پروتونها بیشتر است. بار هر کوارک بالا برابر دو سوم بار مثبت است و هر کوارک پایین دقیقا یک سوم بار مثبت را با خود دارد. به همین دلیل پروتون دارای یک بار الکتریکی مثبت است، در حالی که نوترونها خنثی هستند و باری ندارند.



img/daneshnameh_up/6/67/quarks24.JPG




در عین حال ما هنوز هم جرم دقیق کوارکها را نمی‌دانیم. به همین دلیل دانشمندان سعی دارند ضمن آزمایشات مختلف جرم آنها را دریابند. در عین حال نظریه پردازان نیز سعی دارند قطعات حاصل از برخورد ذرات مختلف را بررسی کرده و سرعت انجام واکنشهای مختلف را محاسبه کنند. آنها امیدوارند با این روش بتوانند به ساختار یک هسته اتم دست نخورده دست یافته و دریابند چه میزان از اختلاف در خواص کوارکهای بالا و پایین از اختلاف جرمشان ناشی می‌شود و چه مقدار از این اختلاف بخاطر تفاوت در بارهای الکتریکی است.

آنها امیدوارند با این آزمایشات جرم دقیق کوارکها را دریابند. بیراون کولک فیزیکدان نظری دانشگاه آریزونا می‌گوید: «هم آزمایشات انجام شده و هم تفسیرهای نظری ارائه شده در این مورد بسیار پیچیده است و بنابراین لازم است هم از نتایج آزمایشات و هم تفسیرهای نظری کمک گرفت و با تلفیق نتایج حاصل از این آزمایشات اطلاعات مهمی در مورد جرم کوارکها بدست آورد.» اختلاف بین کوارکهای بالا و پایین به این معنی است که اگر یک نوترون را به حال خود رها کنیم به یک پروتون تبدیل می‌شود. اما این سرنوشت نهایی نوترونها نبود.

این ذرات با قرار گرفتن در کنار الکترونها که بار منفی دارند، می‌توانند اتمهای هیدروژن را بوجود آورند که ماده سوختی اولیه ستارگان محسوب می‌شود. ادوارد استفنسون که یکی از فیزیکدانان دانشگاه ایندیانا است می‌گوید: «دنیای مملو از پروتون به این معنی است که مقدار زیادی هیدروژن در اختیار داریم. بدون در اختیار داشتن پروتون ، شیمی به آن صورتی که امروز می‌شناسیم، ممکن نبود.» البته باید در نظر داشت همین اختلاف کم در جرم این کوارکها نتایج بسیاری را در پی داشته است. اخیراً یک گروه از دانشمندان دانشگاه ایندیانا دو هسته دوتریم را به هم برخورد دادند.

دوتریم نوعی اتم هیدروژن است که در هسته خود یک پروتون و یک نوترون دارد. گروهی دیگر نیز در دانشگاه اوهایو با استفاده از نوترون و پروتون واکنش همجوشی هسته‌ای انجام دادند. طی هر دو این آزمایشات ذراتی حاصل شد که آنها را پیون می‌نامند. این دانشمندان معتقدند ایجاد پیون نشانه عدم تقارن بار است که از اختلاف در اجزای تشکیل دهنده پروتونها و نوترونها ناشی می‌شود. این اختلاف در جرم عامل اصلی ترکیب اجزای عالم است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 19:32  توسط مهرداد ملک محمدی  | 

استاندارد واحدها و تبديل آنها به يکديگر
استاندارد CGS يعني استاندارد Centimeter-Gram-Second است. سيستم SI يا MKS هم يعني Meter-Kilogram-Second، كه در اين سيتم واحدهايي فرعي و بصورت قرارداي براي بعضي كميتها ساخته شده است. اين كميتهاي فرعي را با همان متر-كيلوگرم-ثانيه هم مي توان گفت ولي خب اين واحدهاي فرعي هم مي توان براي راحتي بكار برد. از آن جمله: كلوين براي دما، آمپر براي شدت ِ جريان، شمع براي شدت روشنايي و مول براي مقدار مواد است. سيستم استاندارد بريتيش يا FPS هم اينگونه بوده: Foot-Pound-Second.
واحد ِ شدت جريان در SI كولن بر ثانيه يا آمپر است، در CGS واحد بار st.C و واحد ِ آمپر st.A است كه هر كولن برابر با st.C 1/3×10^9 است و هر آمپر برابر با st.A 1/3×10^9 . درباره ي واحد ِ بريتانيايي، اين واحد فقز دز موزد وزن و طول و زمان كاربرد دارد و من ساير ِ واحدهايش را نه مي دانم و نه به كار مي آيند. اما بد نيست پرس و جو كنيد و اگر متوجه شديد به من هم بگوييد. در جدول زير طريقه ي تبديل واحدهاي SI به CGS را آورده ام.
 
كميت
ــــــــــــــــــــــــ
طول l ..................
جرم m .................
زمان t ...............
نيرو F ..................
كار E,W ...............
توان P ...............
بار q ..................
جريان i ...............
شدت ميدان الكتريكي E .. 
پتانسيل الكتريكي V ......
قطبش ِ الكتريكي P .......
جابجايي الكتريكي D .....
مقاومت R ...............
ظرفيت C ...............
شار مغناطيسي Phi .....
القاي مغناطيسي B .......
شدت ميدان مغناطيسي H ..
مغناطش M .............
القاييدگي L ............
 استاندارد SI
ــــــــــــــ
1m
1Kg
1s
1N
1J
1W
1C
1A
1V/m
1V
1C/m^2
1C/m^2
1ohm
1F
1Wb
1T
1A-turn/m
1Wb/m^2
1H
   استاندارد CGS
ـــــــــــــــــــــــــ
100cm
1000gr
1s
100,000dyn
10,000,000erg
10,000,000erg/s
3,000,000,000st.C
3,000,000,000st.C
1,000,000,000/3st.V
1/300st.V
300,000st.C/cm^2
12pi*10^5 st.V/cm^2
1/900,000,000,000S.cm^-1
900,000,000,000cm
100,000,000Mx
10,000G
4pi*10^-3 Os
1/4pi*10^4 G
1/900,000,000,000
 در اين باره به فصل اول از جلد ۱ هاليدی نيز مراجعه کنيد

وب:ttp://alivephysics.persianblog.com
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 13:44  توسط مهرداد ملک محمدی  | 



۱۰ بهمن ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۳:۵۶ تعداد بازديد : 1094 كد خبر : ۳۴۲۶۳

ايران به عنوان ميزبان المپياد جهاني فيزيك سال 2007 انتخاب شد.
به نوشته «كيهان»، در نشست مشترك محمود فرشيدي و كميته برگزار كننده المپياد جهاني فيزيك، ابعاد مختلف اين رويداد مهم علمي- فرهنگي و نقش آن در شناساندن فرهنگ و تمدن ايران به فرهيختگان و نخبگان قريب به 80 كشور از 5 قاره جهان مورد بحث و بررسي قرار گرفت.

در اين نشست فرشيدي ضمن تأكيد بر ضرورت اهتمام جدي بخش‌هاي مختلف وزارت آموزش و پرورش و ساير دستگاه‌ها در برگزاري هر چه بهتر المپياد جهاني فيزيك سال 2007 گفت: در شرايطي كه عده‌اي در صحنه جهاني مي‌خواهند ايرانيان را تحقير كنند اين كار دفاع جدي از سوابق و پيشينه علمي و فرهنگي كشور است.

وزير آموزش‌و‌پرورش با تأكيد بر جلب افكار عمومي به ويژه دانش‌آموزان، دانشجويان، معلمان و استادان دانشگاه به سمت اين اتفاق مهم علمي، گفت: براي دفاع از هويت فرهنگي خودمان لازم نيست به گذشته‌هاي خيلي دور متوسل شويم. هر چند در گذشته دانشمندان برجسته‌اي در علوم مختلف داشته‌ايم، اما در همين شرايط موجود نيز چهره‌هاي علمي و افتخارآفريني داريم كه مي‌توانيم آنها را به جهانيان معرفي كنيم.

گفتني است، ايران طي نامه رسمي در سال 1372 آمادگي خود را براي ميزباني المپياد جهاني فيزيك اعلام كرده بود.

 

منبع خبر:www.baztab.com

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 13:37  توسط مهرداد ملک محمدی  | 


تاريخچه مسابقات بين المللي المپياد فیزیک
المپياد فيزيك بين المللي يك رقابت علمي بين دانش آموزان دبيرستاني ملل مختلف است . اين مسابقه اولين بار در سال 1967 در كشور لهستان در ورشو انجام شد . قبل از آن از سال 1959 المپياد رياضي بين كشورهاي مختلف برگزار ميشد . تجربه موفقيت آميز اين المپياد ، فيزيكدانهايي را كه با آموزش فيزيك سر و كار داشتند به سوي برگزاري چنين مسابقاتي در رشته فيزيك ترغيب كرد كه هدف آن توجه به آموزش فيزيك و مقايسه دانش فيزيك بهترين دانش آموزان ملل مختلف با يكديگر بود . در اين راستا سه استاد فيزيك از چكسلواكي ، لهستان و بوداپست احتمالهاي مختلف براي برگزاري المپياد در كشور خود را بررسي ميكردند كه نهايتا لهستان به جهت آب و هواي متعادل آن انتخاب شد و اولين المپياد فيزيك در سال 1967 در لهستان برگزار شد .تفاوت عمده المپياد فيزيك با المپياد رياضي در اين است كه تنها به مسئله تئوري اختصاص ندارد و يك بخش به مسايل علمي و آزمايشگاهي اختصاص دارد كه برگزاري اين المپياد را پرهزينه و پركارتر مي كند . اولين المپياد بين 5 كشور از اروپاي مركزي شامل 4 سوال تئوري و يك سوال عملي برگزار شد . هر تيم شامل سه دانش آموز و يك استاد همراه بود . از اين سال به بعد در هر سال يك المپياد در كشورهاي ميزبان برگزار شد . در سال 1972 علاوه بر كشورهاي اروپاي مركزي كشورهاي غير اروپايي مانند كوبا و اروپاي غربي چون فرانسه در آن شركت كردند . در يال 1973 هيچ كشوري مسئوليت برگزاري المپياد را بر عهده نگرفت اما لهستان با برگزاري المپياد در سال 1974 روند اين مسابقات را ادامه داد كه در نحوه برگزاري نيز تغييراتي به وجود آمد كه از آن به بعد زبان رسمي سوالها از روسي ، انگليسي ، آلماني و فرانسه به دو زبان انگليسي و روسي كاهش يافت . معيار جوايز بر اساس درصد امتياز آورده شده نسبت به بالاترين امتياز كسب شده بود . قبلا نمرات بر اساس بالاترين نمره اي كه در آزمون قابل كسب بود ، سنجيده ميشد .


برگزاری آزمون در ایران

در ايران نيز از سال 1365 المپياد رياضي برگزار مي شد كه باتوجه به اثر مثبت آن در آموزش رياضي ،‌اين برنامه به ساير زمينه ها سرايت كرد به طوريكه در سال 1987 دو فيزيكدان به عنوان ناظر به كشور اتريش براي نوزدهمين المپياد فيزيك اعزام كرد و در سال 1988 در بيستمين المپياد بين المللي فيزيك با يك تيم 5 نفره شركت كرد و در بين 30 كشور به مقام بيستم درست يافت . سيستم گزينش دانش آموزان راه يافته به مسابقات جهاني در ايران به اين شكل است كه از دانش آموزان سال سوم رياضي كه شرايط شركت در آزمون را داشته باشند آزموني چندگزينه اي به عمل مي آيد و از بين آنها حدود 800 نفر براي مرحله دوم انتخاب ميشوند كه در مرحله بعد كه امتحان به صورت تشريحي برگزار ميشود 40 نفر براي اردوي تابستاني به باشگاه دانش پژوهان جوان فرا خوانده ميشوند . و در يك آموزش چند ماهه و امتحانهاي مستمر در شهريور ماه 7 نفر از بين آنها انتخاب شده كه از كنكور سراري معاف هستند و براي المپياد جهاني آن سال آماده ميشوند . از بين اين 7 نفر 5 نفر به مرحله نهائي براي المپياد جهاني به يك كشور ميزبان اعزام ميشوند
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 18:41  توسط مهرداد ملک محمدی  |